اسماعيل بن محمد مستملى بخارى
1880
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )
ص 352 ، س 1 : ناظرت ابا حنيفه . . . با ابو حنيفه مناظره كردم پس راى من و راى او بر آن قرار گرفت كه هركه بگويد قرآن آفريده است ، به خداى بزرگ كافر شده است . ص 353 ، س 5 : يجوزان . . . رواست كه دروغ گويد ولى نمىگويد ( خدايش نفرينى سخت فرمايد ) . ص 357 ، س 10 : لا نذركم به . . . تا هشدار دهم شما را به قرآن و هرك را قرآن به دو رسد . تا شما را به قرآن هشدار دهم كسانى را كه اين قرآن بديشان رسد . ص 357 ، س 27 : وَ ما كُنْتَ بِجانِبِ . . . تو در كنار طور نبودى آن زمان كه ما ندا در داديم ولى اين رحمتى از پروردگار تو است . ص 366 ، س 13 : و العلم عند . . . دانش نزد خداست . ص 367 ، س 6 : شَهْرُ رَمَضانَ . . . شهر رمضان آن است كه قرآن در آن فروآمده است . ص 367 ، س 7 : إِنَّا جَعَلْناهُ . . . ما آن را قرآنى عربى ساختيم . ص 367 ، س 8 : القرآن . . . قرآن سخن خداست . . . ص 367 ، س 21 : إِنِّي أَرانِي . . . من در خواب مىديدم كه باده مىفشارم ( انگور مىفشارم كه باده بسازم ) . ص 374 ، س 17 : لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا . . . كسانى را كه نيكويى كردهاند ، نيكويى است و افزايشى . ص 374 ، س 18 : للذين آمنوا . . . كسانى را كه باور آوردهاند ، بهشت است و افزايش ديدار پروردگار . ص 374 ، س 21 : وَ أَرْسَلْناهُ إِلى . . . [ يونس را ] به سوى صد هزار تن مردم فرستاديم يا افزون بر آن .